خاکستری ای که هم آبی هست هم نیست

چقدر دلم برای این حس و حال تنگ شده بود.

افسرده هستم. یکشنبه ی سرد و دلگیری رو گذروندم. 

امروز دوشنبه ست. اول هفته ست اما در واقع نیست... 

.

.

.

فارسی فکر می کنم انگلیسی حرف می زنم

انگلیسی فکر می کنم و فارسی حرف می زنم

.

.

.

اکثر روزهای زمستون آسمون سفید مایل به خاکستریه

خاکستریه مایل به آبی کمرنگ 

آبیش هم اون آبی نیست



میان این همه آدم

و

تنها ای

یادم باشه اگه بچه دار شدم یادم باشه که یک انسان دیگه رو به دنیا آوردم

که وظیفه دارم تا وقتی که بهم احتیاج داره ازش نگهداری کنم. وسایل آسایشش رو فراهم کنم. براش غذا و خوراک تهیه کنم و نیاز های عاطفی ش رو برآورده کنم

یادم باشه که اون بنده ی من نیست. عروسک من نیست . ابزار خوشحال کردن من نیست

اون هم یک انسانه. فکر داره روح داره عقید ه داره

یادم باشه بهش احترام بگذارم. حمایتش کنم

یادم باشه از اون نخوام که اشتباهات گذشته ی من رو جبران کنه

یادم باشه بهش اجازه بدم اشتباه کنه و بهش اطمینان بدم که اشکالی نداره . اون هم یک انسانه و آدمها همه اشتباه می کنند

باید همه ی اینها یادم بمونه اگر بچه دار شدم

اما قبلش باید تکلیف خودم رو با زخمهای کهنه ی روحم روشن کنم. 


There is a wedding and I'm invited

ببین از جنون به کجا رسیده م . نشسته م تو رختخواب و با خودم حرف می زنم

همه چیز درون ذهنمه . وقتی که بتونم از تله ی ذهنم خلاص بشم می تونم بهتر و منطقی تر فکر کنم.خلاصه در عین ناباوری وقتی که فکر کردم سرم داره از افکار جور واجور منفجر می شه با منحرف کردن فکرم موفق شدم.

به چیزهای خوبی که دارم فکر کردم. به خونه ی قشنگم. به حریم خصوصی ای که دارم. به همراه زندگیم که از داشتنش خیلی خوشوقتم. 

خلاصه باید انرژی های منفی ای که تو ذهنم هست رو با انرژی های مثبت جایگزین کنم

گاهی این ژنی که از م...نم بهم به ارث رسیده میاد سراغم و ذهنم رو داغون می کنه. منفی منفی منفی و ایراد گیر می شم. احساس بدبختی می کنم و دلم برای خودم می سوزه. حس می کنم که همه ی دنیا بر علیه منه و هیچ چیز خوبی تو این دنیا نیست...گاهی خیلی می رم تو غالب اون. ترسناکه برام. اما ازش گریزی نیست. ع... به شکل معجزه آسایی تسکین دهنده ست. وقتی کنارمه بهترم. خیلی بهترم. 

شاید همه چیز خوب پیش بره. تصمیم گرفته م کمتر فکر کنم و فقط هرچی بهم گفتن رو قبول کنم . کسی چه می دونه . می گن عروسیه و من هم دعوتم.می رم... شاید بهم خوش گذشت!!!

I can do it, I can do it


My life is a mess


I can't talk  so I cry everyday just to release my stress

just to be able to stand every body around me

just to be able to do what everybody else wants


I don't care how this wedding going to be

I don't care how am I going to look

the stress level is so high that I can't feel anything!


Just like always, my job is to make everybody happy

and I hate myself for that

All the good things

After one year, I am looking at the wedding card that I have created last year

Its not beautiful any more, I don't like it any more.

Its out dated, Its old, It belongs to the past...like all the other good things


راستی چرا همیشه تمیز با مرتب میاد
می گن فلانی خیلی تمیز و مرتبه
خب من تمیزم اما مرتب نیستم! چکار کنم حالا؟

چسب

بعضی وقتها 

وقتی که یکی وارد اتاق می شه 

وقتی که اون یه نفر خیلی عزیز و قابل احترامه 

حتی وقتی که خیلی دلت می خواد بلند شی و بغلش کنی 

یا لاقل باش دست بدی 

بعد از مدتها که ندیدیش 

به دلایلی 

مثل آدامس 

به صندلیت می چسبی و بلند نمی شی 

یه قدرتی 

یه حسی 

شایدم دو تا دسته که تو رو سر جات نگه می داره 

و وقتی که طرف اتاق رو ترک کرد 

دلت می خواد با همون دو تا دست 

محکم بزنی تو سر خودت 

که ای بی شعور 

چرا بلند نشدی؟؟؟

افسردگی مزمن خانواده ی ما که هیچ درمانی ندارد به جز پول

 افسردگی خانوادگی ما

این بیماری مسری

با نگاه منتقل می شود. با یه نگاه از مادر به دختر

از برادر به برادر 

از برادر به خواهر

پدر درش غوطه ور است و دارد زندگیش را می کند

از فرسنگها فاصله

ویروسش را

حتی از تلفن می گیری

فقط با پول درمان می شود


برای خانواده ی ما

پول خوشبختی می آورد

نقطه سر خط



khandeye bache ha

I am here too!

My boss called and told me it is Ok not to go to work today! I think I am fired!


I miss my Jasper, I miss my dog so much that I see him in my dreams!

Do you think I am going to miss my children as much as I miss this dog? I don't think so


after all those years thinking about having children and wanting to be a mother, this is how I

 feel now.

   I don't think I can handle being a mom. It is a difficult position. It is fucking hard 


We decided not think about it until summer, maybe I will be ready by then.